ضرورت مطالعه تاب آوری جمعی در سرکوب و تجربه
ضرورت مطالعه تاب آوری جمعی در سرکوب و تجربه
در دل سرکوب، اعتراض چگونه در زندگی روزمره به شکلهای تازه ادامه پیدا میکند؟
وقتی چند نفر از دل زندگی خودشان از خشونت سیاسی و فشار اجتماعی عبور کرده باشند، نگاه به تاب آوری جمعی از یک واژه دور و کلی فاصله می گیرد و به چیزی نزدیک و قابل لمس تبدیل می شود. اینجا حرف فقط از آسیب دیدن جداگانه افراد زده نمی شود، بلکه از نیرویی گفته می شود که در میان آدم ها شکل می گیرد و در لحظه های سخت خود را نشان می دهد.
این تاکید روی تجربه زیسته کمک می کند که تاب آوری جمعی فقط یک برچسب آرام بخش دیده نشود و بیشتر به عنوان چیزی دیده شود که در متن زندگی واقعی حرکت می کند. وقتی کسی هم اثر خشونت را دیده باشد و هم قدرت ایستادن جمعی را تجربه کرده باشد، تو هم راحت تر می توانی بفهمی چرا مطالعه این موضوع ضروری می شود.
این نقطه شروع همچنین لحن فهم را عوض می کند و نگاه را از فاصله زیاد به نزدیکی تجربه می آورد. وقتی پای تجربه واقعی در میان می آید، کلمه هایی مثل فشار، مقاومت و تاب آوری فقط تعریف باقی نمی مانند و بیشتر به رابطه ها، واکنش ها و شکل های کنار هم ماندن وصل می شوند.
فرض کن در یک محله، فشار و ترس برای مدت طولانی بالا می رود و آدم ها مدام باید راه تازه ای برای کنار هم ماندن پیدا کنند. در چنین وضعی شاید هیچ چیز پر سر و صدا دیده نشود، اما همین که چند نفر راهی برای همراهی و حفظ پیوند پیدا می کنند، معنای تاب آوری جمعی روشن تر دیده می شود.
اگر تو فقط لحظه های آشکار را ببینی، آیا لایه های پنهان تر ایستادگی را هم می بینی؟ کمی مکث کن و به موقعیت هایی فکر کن که در آن ها آدم ها بی سر و صدا کنار هم مانده اند و همین کنار هم ماندن معنا پیدا کرده است. این مکث می تواند نگاه تو را از نتیجه های فوری به فرایندهای جمعی نزدیک تر کند.
ضرورت مطالعه تاب آوری جمعی از همین جا پررنگ می شود که تجربه انسانی در این زمینه همزمان اثر فشار و امکان ایستادن را کنار هم نشان می دهد. وقتی این دو وجه کنار هم دیده می شود، فهم ما از روابط انسانی در شرایط سخت یک بعدی نمی ماند و برای تو هم دقیق تر می شود.
وقتی سرکوب ادامه پیدا می کند و روش های مقاومت عوض می شوند
در یک تجربه زیسته از یک کشور که فضای آن هرچه بیشتر اقتدارگرا شده است، نکته مهم این است که مردم راه های تازه و خلاقانه ای برای بسیج شدن و مقاومت پیدا می کنند. همین جمله ساده نشان می دهد که فشار بیشتر همیشه به خاموشی کامل ختم نمی شود و گاهی به تغییر روش ها ختم می شود.
فشار در چنین بافتی چیز تازه ای نیست و به صورت موجی برمی گردد و می رود و دوباره برمی گردد. در یک بازه طولانی تر هم ساختارهای قدرت به شکلی تغییر می کنند که کفه قدرت بیشتر به سود حکومت می رود و همین تغییرها میدان عمل شکل های قبلی اعتراض را تنگ تر می کند.
وقتی شکل های سنتی اعتراض مثل تجمع خیابانی سخت تر می شوند، ممکن است از بیرون چنین دیده شود که مخالفت کم شده است، اما این برداشت کامل نمی شود. آنچه بیشتر رخ می دهد تغییر مسیر بیان مخالفت است و نه پایان یافتن آنچه در دل جمع می گذرد.
در اینجا مسئله فقط این نیست که یک روش کمتر می شود، بلکه این است که روش های بروز مخالفت جابه جا می شوند و باید دوباره دیده شوند و نامرئی شدن نسبی یک شکل نباید ما را از دیدن شکل دیگر دور کند. اگر این جابه جایی دیده نشود، ممکن است خود پویایی جمعی هم نادیده بماند و فقط سکوت ظاهری دیده شود.
رسانه های اجتماعی در این وضعیت به ابزار مخالفت تبدیل می شوند و در کنار آن، بعضی آدم ها به شکل های ظریف مقاومت روزمره رو می آورند. فرض کن کسی دیگر نتواند حضور خیابانی داشته باشد، اما هنوز در فضای ارتباطی یا در رفتارهای روزانه خود نشانه ای از مخالفت را حفظ کند و پیوندی را زنده نگه دارد.
اگر روش های قدیمی کمتر دیده شوند، آیا تو هم سریع تر نتیجه می گیری که هیچ مقاومتی نمانده است؟ شاید بد نباشد کمی به این فکر کنی که شکل های تازه همیشه پر سر و صدا دیده نمی شوند و گاهی در مسیرهای عادی تر زندگی خود را نشان می دهند. همین دقت آرام کمک می کند که تغییر روش با خاموشی اشتباه گرفته نشود.
پیامدهای خشونت سیاسی چرا ساده و کوتاه مدت دیده نمی شوند
یک تجربه دیگر از رشد کردن در دوران دیکتاتوری و بعد زندگی کردن در ناآرامی مدنی پیوسته پس از آن دوران، تصویر دیگری را روشن می کند. این تصویر نشان می دهد که اثر خشونت سیاسی و سرکوب فقط به یک مقطع بسته نمی شود و در امتداد زمان ادامه پیدا می کند.
در این تجربه، پیامدها پیچیده دیده می شوند و به هم پیوسته دیده می شوند و بلندمدت دیده می شوند. همین سه ویژگی کنار هم اهمیت دارند، چون به تو یادآوری می کنند که فهم آنچه بر روابط انسانی می گذرد با یک نگاه سریع و کوتاه کامل نمی شود.
وقتی پیچیدگی و پیوستگی و ماندگاری کنار هم می آیند، نگاه به واکنش های انسانی هم لایه دارتر دیده می شود. در چنین وضعی، هر واکنش را نمی شود جدا از زمینه های دیگر دید و هر تغییر را نمی شود فقط به یک لحظه محدود کرد.
فرض کن کسی سال های فشار را پشت سر گذاشته باشد و بعد هم در دوره بعدی با ناآرامی های پیوسته روبه رو شده باشد. در چنین وضعی تجربه او فقط از یک حادثه جداگانه ساخته نمی شود، بلکه از رشته ای از رویدادها و واکنش ها ساخته می شود که به هم وصل می مانند.
وقتی پیامدها به این شکل درهم تنیده می شوند، نگاه به تاب آوری جمعی هم ناچار می شود پیوستگی زمان و پیوستگی رابطه ها را با هم ببیند. تو هم اگر به زندگی اجتماعی اطراف خود نگاه کنی، شاید ببینی بعضی واکنش ها فقط به امروز مربوط نمی شوند و رد دوره های قبلی را هم با خود حمل می کنند.
آیا وقتی به واکنش های جمعی نگاه می کنی، فقط لحظه اکنون را می بینی یا امتداد آن را هم می بینی؟ می توانی از خودت بپرسی چه چیزهایی در روابط آدم ها دیرتر آشکار می شوند و چرا بعضی اثرها زود جمع نمی شوند. این پرسش ها پاسخ قطعی نمی دهند، اما زاویه دید تو را بازتر می کنند.
وقتی پیوندهای اجتماعی ابزار کنترل می شوند و تاب آوری تضعیف می شود
در همان تجربه، یکی از یادگیری های مهم این بود که عاملان خشونت سیاسی می توانند از راهبردهای متفاوتی برای تضعیف پیوندهای اجتماعی، تاب آوری و مقاومت استفاده کنند. همین نکته نشان می دهد که مسئله فقط فشار مستقیم نیست و گاهی خود رابطه ها به میدان اعمال قدرت تبدیل می شوند.
یکی از این راهبردها از خود پیوندهای اجتماعی استفاده می کند تا سلطه برقرار شود و قدرت بر جمعیت حفظ شود. اینجا چیزی که معمولا می تواند پشتوانه آدم ها باشد، در جهت کنترل به کار گرفته می شود و همین جابه جایی معنا، فهم تاب آوری جمعی را ضروری تر می کند.
وقتی پیوند اجتماعی از مسیر حمایت به مسیر سلطه کشیده می شود، اثر آن فقط در یک رابطه جداگانه متوقف نمی شود و در سطح جمع هم دیده می شود. همین نکته کمک می کند که تضعیف تاب آوری جمعی به عنوان فرسایش رابطه ها هم دیده شود و نه فقط به عنوان فشار پراکنده دیده شود.
وقتی مجازات جمعی و کنترل جمعی به کار می روند، تضعیف تاب آوری جمعی فقط در سطح احساس فردی توضیح داده نمی شود و در سطح رابطه ها هم دیده می شود. یعنی همان جایی که آدم ها باید به هم وصل بمانند، می تواند زیر فشار سازوکارهای کنترل قرار بگیرد و ظرفیت ایستادن جمعی کمتر شود.
فرض کن در یک جمع، رابطه میان آدم ها به جای اینکه فقط محل حمایت باشد، به مسیری برای اعمال فشار تبدیل شود و همه از اثر آن بر دیگران هم حساب ببرند. در چنین تصویر ساده ای می شود فهمید چرا نگاه به پیوندهای اجتماعی برای فهم مقاومت و فرسایش آن این اندازه مهم می شود.
مطالعه تاب آوری جمعی ضروری می شود چون بدون دیدن تغییر روش های مقاومت، تداوم میل به کنش جمعی زیر فشار شدید، پیامدهای پیچیده و بلندمدت، و استفاده از پیوندهای اجتماعی برای کنترل، بخش مهمی از واقعیت دیده نمی شود و آنچه در ظاهر سکوت دیده می شود می تواند به اشتباه به نبود حرکت جمعی تعبیر شود. وقتی این وجوه کنار هم دیده می شوند، فهم تو از زندگی اجتماعی در شرایط سرکوب انسانی تر و دقیق تر می شود.
جمعبندی مقاله
ضرورت مطالعه تاب آوری جمعی از جایی روشن می شود که سرکوب فقط شدت نمی گیرد و شکل های بروز مخالفت را هم جابه جا می کند، پیامدها را در زمان پخش می کند، و حتی پیوندهای اجتماعی را به ابزار کنترل تبدیل می کند. وقتی این لایه ها کنار تجربه زیسته دیده می شوند، فهم روابط انسانی و ایستادگی جمعی دقیق تر و واقعی تر دیده می شود.
- تجربه زیسته نشان می دهد که اثر خشونت سیاسی و قدرت تاب آوری جمعی می توانند همزمان در زندگی آدم ها دیده شوند.
- در بافت های اقتدارگرا، دشوار شدن اعتراض خیابانی لزوما به خاموش شدن مخالفت ختم نمی شود و بیشتر به تغییر روش های بیان مخالفت ختم می شود.
- رسانه های اجتماعی و شکل های ظریف مقاومت روزمره می توانند مسیرهای تازه بروز مخالفت را در شرایط فشار شدید نشان دهند.
- پیامدهای خشونت سیاسی و سرکوب می توانند پیچیده و به هم پیوسته و بلندمدت دیده شوند و فهم واکنش های جمعی را دشوارتر کنند.
- استفاده از پیوندهای اجتماعی برای مجازات جمعی و کنترل جمعی می تواند تاب آوری جمعی را تضعیف کند و فهم جمعی مسئله را ضروری تر کند.
برای اندیشیدن بیشتر
وقتی یک شکل آشکار اعتراض کمتر دیده می شود، تو چه نشانه های دیگری را برای فهم مخالفت جمعی می بینی؟
به رفتارهای روزمره و مسیرهای ارتباطی آرام تر هم نگاه کن و فقط به شکل های پر سر و صدا محدود نمان. از خودت بپرس آیا ممکن است روش بیان عوض شده باشد و نه اینکه میل به کنش جمعی از بین رفته باشد.
در تجربه های طولانی فشار و ناآرامی، کدام بخش از پیامدها دیرتر خود را نشان می دهند؟
به این فکر کن که بعضی اثرها در امتداد زمان و در رابطه ها آشکار می شوند و با یک نگاه فوری دیده نمی شوند. لازم نیست پاسخ نهایی بدهی و فقط می توانی لایه هایی را که دیرتر دیده می شوند برای خودت نام گذاری کنی.
اگر پیوندهای اجتماعی همزمان محل حمایت و محل فشار شوند، چه تغییری در نگاه تو به تاب آوری جمعی ایجاد می شود؟
کمی مکث کن و ببین وقتی رابطه ها به میدان کنترل کشیده می شوند چه چیزی در فهم مقاومت جمعی تغییر می کند. این پرسش را باز نگه دار و فقط مسیرهای تاثیر رابطه ها بر ایستادگی یا فرسایش جمعی را مشاهده کن.
منبع مقاله
این مقاله از کتاب The Power of Collective Resilience Against Political Violence and Repression انتخاب شده است.
این مقاله از کتاب زیر انتخاب و بازنویسی شده است:
The Power of Collective Resilience Against Political Violence and Repression
شما میتوانید دیدگاه خود را بصورت کاملا ناشناس و بدون درج اطلاعات شخصی خود ثبت نمایید.
حاصل جمع روبرو چند میشود؟