تاب آوری جمعی در برابر خشونت و سرکوب سیاسی
تاب آوری جمعی در برابر خشونت و سرکوب سیاسی
وقتی خشونت و سرکوب سیاسی پیوندهای ما را میلرزاند، تاب آوری جمعی چگونه شکل میگیرد؟
گاهی وقتی خبر جنگ، سرکوب، یا موجی از خشونت سیاسی را میشنوی، اولین تصویر در ذهن تو، چهره آدم هایی است که مستقیم آسیب دیدهاند و بعد ذهن تو به سمت این میرود که بقیه چه میشوند و چه چیزی در میان مردم تغییر میکند. این جاست که موضوع از درد فردی عبور میکند و وارد لایه های اجتماعی میشود.
در چنین تجربه هایی، فقط جان ها از دست نمیرود و فقط ساختمان ها و زیرساخت ها خراب نمیشود. چیزی در میان رابطه ها، روایت ها، و نگاه ها هم جا به جا میشود و اثرش میتواند برای مدت ها باقی بماند. خشونت سیاسی میتواند فضا را دوقطبی، و مرزها را تیزتر و نفرت را بیشتر کند. این وضعیت میتواند پیوندهای اجتماعی را فرسوده و جامعه را تکه تکه کند و نتیجه اش را در اعتماد، همکاری، و کنار هم ماندن نشان بدهد.
وقتی چنین پیامدهایی رخ میدهد، طبیعی است که ذهن آدم به سمت این برود که انگار مسیر فقط همین است و انگار خشونت همیشه همان نتیجه را میسازد. اما تصویر همیشه یک دست نمیماند و واقعیت میتواند پیچیده تر باشد. در کنار همه این دشواری ها، گاهی مردم درگیر خشونت سیاسی میتوانند تاب آوری چشمگیری را نشان بدهند و حتی برای بازسازی زندگی جمعی تلاش کنند و این تلاش میتواند در نبردهای سخت برای دوباره ساختن جامعه شکل بگیرد.
پیامدهای اجتماعی که آرام آرام باقی میماند
اثرهای خشونت سیاسی میتواند بلندمدت باشد و فقط به همان روزهای اول محدود نشود. بعضی پیامدها مثل قطبی سازی و نفرت و شکاف های اجتماعی میتواند بعد از پایان رویداد هم ادامه پیدا کرده و در حافظه جمعی و در رابطه های روزمره دیده شود.
گاهی جامعه وارد وضعیتی میشود که در آن، آدم ها کمتر به هم نزدیک میشوند و بیشتر محتاط میشوند و میل به کناره گیری یا بی اعتمادی را تجربه میکنند. این تجربه میتواند به شکل یک فضای عمومی خودش را نشان دهد و فقط یک احساس شخصی باقی نماند.
تصور کن در یک محله، بعد از یک دوره تنش سیاسی، آدم ها دیگر مثل قبل در راهرو یا کوچه با هم گرم نمیگیرند و حرف های ساده هم بار سنگین پیدا میکند. بعضی ها از ترس قضاوت شدن یا برچسب خوردن سکوت میکنند و بعضی ها سریع عصبانی میشوند و این وضعیت میتواند در همان کارهای کوچک روزانه دیده شود.
در چنین فضایی، روایت های یک طرفه و باورهایی که فقط رنج یک گروه را میبیند هم میتواند ادامه پیدا کند. این روایت ها میتواند نگاه به دیگری را تنگ تر و همدلی را کم تر کند و فاصله ها را بیشتر نماید. این روند میتواند روی رفتارهای جمعی اثر بگذارد.
اگر کمی مکث کنی، شاید بتوانی در زندگی خودت هم لحظه هایی را پیدا کنی که یک خبر یا یک بحث، ناگهان مرزهای ما و آنها را در ذهن تو پررنگ کرده است و تو را از گفتگوی انسانی دور کرده است. همین دیدن الگوها میتواند فهم تو را از آنچه در جمع رخ میدهد روشن تر کند.
چرا واکنش ها همیشه یک شکل نیستند؟
با وجود آن تصویرهای سنگین، همیشه نمیشود گفت که خشونت سیاسی ناگزیر همه را به سمت ناتوانی یا فروپاشی روانی بلندمدت میبرد. در بسیاری از موارد، آدم های زیادی بعد از تجربه خشونت سیاسی دچار ناتوانی های طولانی مدت نمیشوند و زندگی آنها فقط در قالب یک زخم ثابت تعریف نمیشود.
همچنین همیشه قرار نیست خشونت سیاسی یک فضای پایدارِ بی اعتمادی و کناره گیری اجتماعی بسازد. گاهی همین فشار میتواند همکاری اجتماعی را بیشتر کند و مشارکت را بالا ببرد و آدم ها را به کنش جمعی نزدیک تر کرده و نتیجه میتواند متفاوت شود.
حتی نفرت هم همیشه پاسخ قطعی نخواهد بود و در برخی موقعیت ها، آدم ها و گروه ها میتوانند راه هایی را پیدا کنند که حقوق انسانی، عدالت، و آشتی را زنده نگه دارند و این مسیر میتواند کنار آن همه درد شکل بگیرد.
تصور کن بعد از یک رویداد خشونت بار، در یک گروه کوچک محلی، بعضی آدم ها به جای اینکه فقط خشم را پخش کنند، تلاش میکنند کنار هم بمانند و یکدیگر را تنها نگذارند و درباره کرامت انسانی حرف بزنند. این تصویر قرار نیست ساده سازی کند، اما نشان میدهد که پاسخ ها میتواند یک دست نماند.
اینجا شاید برای تو هم یک پرسش ایجاد شود که وقتی فشار بالا میرود، در تو چه چیزی فعال میشود و تو بیشتر به سمت قطع رابطه میروی یا به سمت نزدیک شدن به آدم های هم سرنوشت. پاسخ قطعی لازم نیست، اما دیدن حرکت های خودت میتواند خودآگاهی تو را بیشتر کند.
تاب آوری وقتی جمعی میشود
سال ها تاب آوری بیشتر به عنوان توان فردی برای پیشگیری از فروپاشی یا برگشتن از موقعیت های تهدیدکننده فهمیده میشد. در این نگاه، آدم ممکن است در ابتدا آشفتگی را تجربه کند و بعد با تنظیم شناختی و هیجانی، استفاده منعطف از منابع، و حل مسئله موثر، سازگار شود و مسیرش را پیدا کند.
اما در خشونت و سرکوب سیاسی، تمرکز صرف بر فرد میتواند بخشی از واقعیت را جا بگذارد. چون در این موقعیت ها، آدم ها معمولا تصادفی و جدا از هم هدف قرار نمیگیرند و اغلب به خاطر عضویت در یک گروه هدف قرار میگیرند و همین عضویت میتواند نحوه معنا دادن به خشونت و نحوه کنار آمدن با آن را شکل بدهد.
در چنین زمینه ای، فرآیندهای گروهی گاهی نقش ویرانگر دارند و میتوانند تهدید را بیشتر کنند و هیجان های منفی را بالا ببرند و همدلی با دیگری را کاهش بدهند و حمایت از خشونت را تقویت کنند. اگر کسی فقط همین بخش را ببیند، ممکن است فکر کند گروه همیشه خطر است و نتیجه همیشه همین میماند.
اما وقتی نگاه یک سویه کم میشود، میشود ظرفیت دیگری را هم دید که در آن فرآیندهای گروهی میتواند پاسخ های سازگارتر و سازنده تر را هم ممکن کند. اینجا است که تاب آوری جمعی به عنوان یک پدیده اجتماعی و ساختاری، جدی تر فهمیده میشود. تاب آوری جمعی میتواند به معنای توان یک گروه برای رسیدن به پیامدهای مثبت، با وجود شرایط دشوار یا تهدیدکننده باشد. این تعریف ساده به نظر میرسد، اما در دل خود پیچیدگی دارد و به منابع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی گره میخورد و به یک فرایند پویا تبدیل میشود.
هویت گروهی چگونه معنا میسازد؟
در موقعیت های خشونت سیاسی، هویت های گروهی میتواند تعیین کند که تو خشونت را چگونه تفسیر میکنی و چه چیزی را تهدید میبینی و به چه کسی نزدیک میشوی. وقتی آدم به عنوان عضو یک گروه هدف قرار میگیرد، تجربه فقط شخصی نمیماند و یک معنای جمعی پیدا میکند و همین معنا میتواند رفتار و احساس را جهت بدهد.
پژوهش های اجتماعی نشان داده است که گروه ها در شرایط سخت همیشه فقط زمینه نفرت و تقسیم را نمیسازند. گاهی در موقعیت های بحرانی، میان آدم هایی که قبلا همدیگر را نمیشناختند هم نوعی پیوند تازه شکل میگیرد و هماهنگی و حمایت متقابل ممکن میشود و این پیوند میتواند به همکاری و کنش هماهنگ کمک کند.
تصور کن در یک وضعیت فشار و سرکوب، آدم هایی که پیش از آن هیچ رابطه ای با هم نداشتهاند، در یک موقعیت مشترک کنار هم قرار میگیرند و کم کم حس میکنند تنها نیستند و میتوانند برای هم پناه باشند. همین حسِ با هم بودن میتواند مرز نگرانی را از منِ تنها به ما گسترش بدهد و مراقبت را جمعی تر کند.
در عین حال، همین هویت میتواند اگر با روایت های یک طرفه و باورهای سخت و بسته همراه شود، مسیرهای ویرانگر را هم تقویت کند. پس مهم است که نگاه تو به گروه را فقط در یک رنگ نبینی و همزمان ظرفیت های سازنده و مخرب را با هم ببینی. اگر بخواهی به تجربه خودت نزدیک شوی، میتوانی از خودت بپرسی که در زمان های تنش، تو بیشتر خودت را در کدام ما تعریف میکنی و آن ما چه چیزهایی را مجاز میداند و چه چیزهایی را ناممکن میکند. همین پرسش میتواند تو را به شناخت عادت های ذهنی و رابطه ای خودت نزدیک تر کند.
تاب آوری جمعی یک فرآیند پویا است.
تاب آوری جمعی فقط یک ویژگی ثابت در یک جامعه نیست و بیشتر شبیه یک فرایند است که در آن منابع مختلف با هم درگیر میشوند. سرمایه اجتماعی، منابع اقتصادی، شایستگی های جمعی، و شکل سازماندهی جامعه میتواند روی توان پاسخ دادن به بحران اثر بگذارد و این اثر میتواند در زمان های مختلف تغییر کند.
در این نگاه، تاب آوری همیشه به معنای برگشتن به حالت قبل نمیماند. گاهی موضوع این است که راهبردهای سازگارانه ای شکل بگیرد که با تهدیدهای ادامه دار هماهنگ شود و با شرایط تازه رشد کند و همین پویایی میتواند بخشی از تاب آوری باشد.
همزمان، نباید فراموش کرد که تاب آوری جمعی به محیط اجتماعی سیاسی هم وابسته است. دسترسی به عدالت، رابطه قدرت، و امکان های ساختاری میتواند مسیر تاب آوری را بازتر یا بسته تر کند و تاب آوری را از یک امر صرفا شخصی جدا کند.
تصور کن در یک جامعه، مردم میخواهند پیوندها را نگه دارند و به هم تکیه کنند، اما موانع سیاسی و ساختاری جلوی شکل گرفتن حمایت و هماهنگی را میگیرد. در چنین وضعی، تاب آوری فقط به اراده افراد وابسته نمیماند و به شرایطی وابسته میشود که بیرون از فرد قرار میگیرد.
در نهایت، وقتی به تاب آوری جمعی نگاه میکنی، میتوانی همزمان دو چیز را ببینی. میتوانی آسیب های واقعی و عمیق را ببینی و میتوانی امکان های واقعی برای همبستگی و کنش جمعی را هم ببینی و این دوگانه میتواند نگاه تو را انسانی تر و دقیق تر نگه دارد.
جمعبندی مقاله
خشونت و سرکوب سیاسی میتواند جامعه را دچار قطبی سازی، نفرت و فرسایش پیوندها کند و اثرهایش را برای مدت طولانی نگه دارد، اما پاسخ های انسانی همیشه یک دست نمیماند و گاهی در دل همان فشار، همکاری، همبستگی و کنش جمعی هم ممکن میشود و تاب آوری به صورت یک پدیده اجتماعی و وابسته به هویت ها و منابع جمعی فهمیده میشود.
- خشونت سیاسی میتواند فراتر از فرد، پیوندهای اجتماعی را فرسوده کند و جامعه را تکه تکه کند.
- پیامدهای خشونت سیاسی میتواند بلندمدت بماند و حتی به نسل های بعد هم منتقل شود.
- همه افراد پس از مواجهه با خشونت سیاسی دچار ناتوانی های بلندمدت نمیشوند و زندگی آنها فقط در درد ثابت نمیماند.
- فرآیندهای گروهی میتواند هم نفرت و تقسیم را تشدید کند و هم همکاری و حمایت متقابل را ممکن کند.
- تاب آوری جمعی یک توان یا فرایند اجتماعی است که به منابع و شرایط اجتماعی سیاسی وابسته میماند.
برای اندیشیدن بیشتر
وقتی خبر خشونت یا سرکوب را میشنوی، ذهن تو بیشتر به سمت چه مرزی میرود؟
کمی مکث کن و ببین چه کسانی در ذهن تو به عنوان ما شکل میگیرند. دقت کن آیا این ما جا برای دیدن انسان های بیرون از دایره خودش هم میگذارد. ببین کدام روایت ها در تو نفرت را بیشتر میکند و کدام روایت ها تو را به فهم نزدیک تر میکند.
در زمان های تنش، تو بیشتر به کناره گیری نزدیک میشوی یا به پیوند گرفتن نزدیک میشوی؟
به تجربه های روزمره خودت نگاه کن و لحظه هایی را پیدا کن که رابطه ها سردتر میشود. ببین چه چیزی در تو فعال میشود و تو را به فاصله گرفتن میبرد. همان لحظه ها را بدون قضاوت تماشا کن تا الگوی خودت را روشن تر ببینی.
وقتی خودت را عضو یک گروه میبینی، این عضویت چه چیزی را در تو تقویت میکند؟
به این فکر کن که عضویت گروهی در تو چه احساس هایی را بالا میآورد و چه رفتارهایی را آسان تر میکند. ببین آیا این احساس ها تو را به مراقبت و همبستگی نزدیک تر میکند یا به سخت شدن و حذف کردن نزدیک تر میکند. همین مشاهده میتواند فهم تو را از رابطه میان هویت و واکنش هایت عمیق تر کند.
این مقاله از کتاب The Power of Collective Resilience Against Political Violence and Repression انتخاب شده است.
منبع مقاله
این مقاله از کتاب زیر انتخاب و بازنویسی شده است:
The Power of Collective Resilience Against Political Violence and Repression
شما میتوانید دیدگاه خود را بصورت کاملا ناشناس و بدون درج اطلاعات شخصی خود ثبت نمایید.
حاصل جمع روبرو چند میشود؟