روانشناسی کودک و نوجوان
در این بخش، با بهره از روانکاوی معاصر، مطالعات دلبستگی و عصبروانکاوی، مقالههای علمی درباره رشد هیجانی، شناختی و هویتیابی در دوران کودکی و نوجوانی ارائه میکنیم.
دروغهای کودکانه اغلب از دل احساساتی چون ترس، شرم، رابطه یا خیالپردازی میآیند. وقتی کودک یا نوجوان احساس امنیت نکند، برای محافظت، به پنهانکاری پناه میبرد. فهم این دروغها دریچهای به دنیای عاطفیست.
ترسهای شبانه کودکان بازتاب هیجانها و تجربههای حلنشدهاند؛ بدنی لرزان، دستی چسبیده یا چشمی در تاریکی، همگی شکلهایی از گفتگو هستند. فهم این نشانهها پلیست میان حضور والد و دنیای خاموش کودک.
تخیل در کودکان فقط وسیلهای برای بازی نیست، بلکه گاه پناهگاهیست برای احساساتی که هنوز واژهای ندارند. همراهی آگاهانه با این دنیا، فرصتیست برای شنیدن دردهای پنهان و ایجاد رابطهای عمیقتر با کودک میسازد.
خشم همیشه با فریاد نیست. کودکان گاه رنج و اعتراض خود را در سکوت، بازی یا بیتفاوتی پنهان میکنند. توجه به این نشانهها، به والدین کمک میکند احساسات پنهان را ببینند و به کودک در شناخت خود یاری رسانند.
سکوت کودک همیشه نشانه مشکل نیست؛ گاهی زبان رابطه است. با حضور کنار او، بدون فشار حرف زدن، میتوان پلی به دنیای درونش ساخت. شنیدن سکوت، گامی مهم برای ایجاد اعتماد و امنیت در ارتباط با اوست.